پيام
+
يه کلاغ و يه خرس سوار هواپيما بودن
کلاغه سفارش چايي ميده، چايي رو که ميارن يه کميشو ميخوره باقيشو مي پاشه به مهموندار
مهموندار ميگه چرا اين کارو کردي؟
کلاغه ميگه دلم خواست پررو بازيه ديگه پررو بازي!
*/* بقيه در وبلاگ داستانهاي اميد - قاصدك

*زهرا.م
90/8/12
مهندس آروين
http://stury.parsiblog.com/Posts/57
رضا تنها ...
تكراريه دوست من
مهندس آروين
بعضي موقع ها تكرا لازم هست / بهتره با يك چشم ديگه به اين مطالب نگاه كنيد
رضا تنها ...
با عينك دودي نگاه كردم . مطلب همون بود اما فقط يكم تيره شده بود
مهندس آروين
خوب پس نفهميدي
رضا تنها ...
پس چطوري ببينم؟
رضا تنها ...
ببخشيد ... شرمنده . ميتوني نظرهام رو پاك كني
مهندس آروين
دوست عزيز من ناراحت نشدم / گفتم كمي با فكر باز به اين داستان نگاه كن